خوشا باد سحرگاهی که بر گلشن نظر دارد
سحرگه باد شبگیری به گل بر دلبری دارد
چنان گویی کلید سحر در دست و کمر دارد
سحرگه باد شبگیری به گل بر دلبری دارد
گهی بر گل گل افشاند گهی بر گل گهر باشد که او برتری دارد
سحرگه باد شبگیری به گل بر دلبری دارد
گهی در دل مرا دارد گهی در سر تو را دارد او تو را دارد
سحرگه باد شبگیری به گل بر دلبری دارد
رسول زلف معشوقی ز زلف خوبرویانت نسیم تو اثر دارد
سحرگه باد شبگیری به گل بر دلبری دارد
همه اندیشه را مانی همه اندیشه را مزدک به سر دارد او نگر دارد . وان دو نگر دارند
سحرگه باد شبگیری به گل بر دلبری دارد
سحرگه باد شبگیری به گل بر دلبری دارد
چنان گویی کلید سحر در دست و کمر دارد
سحرگه باد شبگیری به گل بر دلبری دارد
گهی بر گل گل افشاند گهی بر گل گهر باشد که او برتری دارد
سحرگه باد شبگیری به گل بر دلبری دارد
گهی در دل مرا دارد گهی در سر تو را دارد او تو را دارد
سحرگه باد شبگیری به گل بر دلبری دارد
رسول زلف معشوقی ز زلف خوبرویانت نسیم تو اثر دارد
سحرگه باد شبگیری به گل بر دلبری دارد
همه اندیشه را مانی همه اندیشه را مزدک به سر دارد او نگر دارد . وان دو نگر دارند
سحرگه باد شبگیری به گل بر دلبری دارد

لطفا نظر خود را بنویسید