شبانه گریه های من
به داد من نمیرسد
مگر به خواب من بیایی
میان خاطراته تو
دل بسته ام به یاد تو
عزیز جانه من کجایی؟
نه با تو خسته میشوم
نه بی تو زندگی کنم
بگو تو از دلم چه دانی ؟
تو را که می پرستمت
تو کعبه در جهانه من
دگر از عاشقی چه خواهی ؟
دیوانه جان بگو چرا
از رفتنت چه سود مرا
شبیه سایه میشوی
در انتهای ماجرا
به گریه خو گرفته دل
بگو چرا بگو چرا بگو چرا
شبانه گریه های من
به داد من نمیرسد
مگر به خواب من بیایی
میان خاطراته تو
دل بسته ام به یاد تو
عزیز جانه من کجایی؟
نه با تو خسته میشوم
نه بی تو زندگی کنم
بگو تو از دلم چه دانی ؟
تو را که می پرستمت
تو کعبه در جهانه من
دگر از عاشقی چه خواهی ؟
به داد من نمیرسد
مگر به خواب من بیایی
میان خاطراته تو
دل بسته ام به یاد تو
عزیز جانه من کجایی؟
نه با تو خسته میشوم
نه بی تو زندگی کنم
بگو تو از دلم چه دانی ؟
تو را که می پرستمت
تو کعبه در جهانه من
دگر از عاشقی چه خواهی ؟
دیوانه جان بگو چرا
از رفتنت چه سود مرا
شبیه سایه میشوی
در انتهای ماجرا
به گریه خو گرفته دل
بگو چرا بگو چرا بگو چرا
شبانه گریه های من
به داد من نمیرسد
مگر به خواب من بیایی
میان خاطراته تو
دل بسته ام به یاد تو
عزیز جانه من کجایی؟
نه با تو خسته میشوم
نه بی تو زندگی کنم
بگو تو از دلم چه دانی ؟
تو را که می پرستمت
تو کعبه در جهانه من
دگر از عاشقی چه خواهی ؟

لطفا نظر خود را بنویسید