من بعد تو نرسیدم کههنوزم به سر انجامی
شده ام غرق در این دوری طولانی
همه شب فکر نگاهت ، از این حال خرابم تو چه میدانی
من بعد تو ، شده ام دور سراب تو یه زندانی
همه امید من این بود که این خسته دلم را تو پرستاری
ای کاش از این عشق خبر بیاری
قصم بهجان تو نمانده طاقتم
تو غرق کی شدی که غرق اتشم
دل گذر ندارم
کجایی ای نگار عاشقم که از تو خبر ندارم
کنایههارا کنارش بگذار ای آشنایم
جانی نمانده ، پس از تو غمی بی انتهایم
تنها در این شهر ، بهدوشم میکشم خاطره هارا
رفتی هنوزم ، بهتو و خاطره هایت مبطلایم
شده ام غرق در این دوری طولانی
همه شب فکر نگاهت ، از این حال خرابم تو چه میدانی
من بعد تو ، شده ام دور سراب تو یه زندانی
همه امید من این بود که این خسته دلم را تو پرستاری
ای کاش از این عشق خبر بیاری
قصم بهجان تو نمانده طاقتم
تو غرق کی شدی که غرق اتشم
دل گذر ندارم
کجایی ای نگار عاشقم که از تو خبر ندارم
کنایههارا کنارش بگذار ای آشنایم
جانی نمانده ، پس از تو غمی بی انتهایم
تنها در این شهر ، بهدوشم میکشم خاطره هارا
رفتی هنوزم ، بهتو و خاطره هایت مبطلایم

لطفا نظر خود را بنویسید