بگیر آرام در نبودم
از یاد ببر اصلاً من که بودم
تو کشتی مرا اما میخوام
خوشبخت شی بعد از من هرچه زودتر
یه لطفی کن برنگرد اینجا
افتاد دگر یادت در سرم این بار
چه کابوس بیانتهایی
پس کی بیدار میشوم آخر از این خواب
به قلبم ماند یک لحظه لبخند
بعد از جدایی جا ماند تو زخمت
به یادم ماند آن صورتی که زل زد به چشمم
آن لحظه تلخ رفتن
زمستان شد تمام سال
مثل زندان شد جهان انگار
بی تو جانی ندارد
نباشی در این خانه بی تو خراب است
پارهای از وجودم تو بودی و رفتی
به جایی که دورم ز چشمان رنگیت
محاله بتونم نباشی تو ای کاش این را بفهمی
از یاد ببر اصلاً من که بودم
تو کشتی مرا اما میخوام
خوشبخت شی بعد از من هرچه زودتر
یه لطفی کن برنگرد اینجا
افتاد دگر یادت در سرم این بار
چه کابوس بیانتهایی
پس کی بیدار میشوم آخر از این خواب
به قلبم ماند یک لحظه لبخند
بعد از جدایی جا ماند تو زخمت
به یادم ماند آن صورتی که زل زد به چشمم
آن لحظه تلخ رفتن
زمستان شد تمام سال
مثل زندان شد جهان انگار
بی تو جانی ندارد
نباشی در این خانه بی تو خراب است
پارهای از وجودم تو بودی و رفتی
به جایی که دورم ز چشمان رنگیت
محاله بتونم نباشی تو ای کاش این را بفهمی

لطفا نظر خود را بنویسید