تو را زِ سر نِشانَمَت٫به قلب خود کِشانَمَت
پنهان شدی در آسمان٫گرفته دل نشانهاَت
به آسمان نمیدَمَش٫آن رُخ مَهروی تـو را
نمیفُروشم به جهان٫تکیه به پهلوی تو را
شبای تار و تیرهاَم٫روشن شده زِ روی تو
این دل ناگُزیر من٫رسوا شده زِ کوی تو
شبای تار و تیرهاَم٫روشن شده زِ روی تو
این دل ناگُزیر من٫رسوا شده زِ کوی تو
تو را به شب بگویَمَت٫در رُخ ماه بِجویَمَت
تو اِی بهانهاَم بیا٫از عاشقی بگو فقط
به آسمـان نمیدَمَش٫آن رُخ مَهروی تـو را
به این جهان نمیدَمَش٫دانه ای از موی تو را
شبای تار و تیرهاَم٫روشن شده زِ روی تو
این دل ناگُزیر من٫رسوا شده زِ کوی تو
شبای تار و تیرهاَم٫روشن شده زِ روی تو
این دل ناگُزیر من٫رسوا شده زِ کوی تو
پنهان شدی در آسمان٫گرفته دل نشانهاَت
به آسمان نمیدَمَش٫آن رُخ مَهروی تـو را
نمیفُروشم به جهان٫تکیه به پهلوی تو را
شبای تار و تیرهاَم٫روشن شده زِ روی تو
این دل ناگُزیر من٫رسوا شده زِ کوی تو
شبای تار و تیرهاَم٫روشن شده زِ روی تو
این دل ناگُزیر من٫رسوا شده زِ کوی تو
تو را به شب بگویَمَت٫در رُخ ماه بِجویَمَت
تو اِی بهانهاَم بیا٫از عاشقی بگو فقط
به آسمـان نمیدَمَش٫آن رُخ مَهروی تـو را
به این جهان نمیدَمَش٫دانه ای از موی تو را
شبای تار و تیرهاَم٫روشن شده زِ روی تو
این دل ناگُزیر من٫رسوا شده زِ کوی تو
شبای تار و تیرهاَم٫روشن شده زِ روی تو
این دل ناگُزیر من٫رسوا شده زِ کوی تو

لطفا نظر خود را بنویسید