قصه از جايى شروع شد
كه نگاهم به تو برخورد
اون دوتا چشماى وحشى
چه بلايى سرم آورد
بى تفاوت ردشدى از دلى كه پيش تو گيره
من ولى هر كارى كردم فكرت از سرم نميره
رفتى كه شهرو سوت و كور كنى
چشاتو از چشام دور كنى
من به فكر ماندنت بودم
تو فقط خواستى عبور كنى
بى تو هر جايى كه ميرم
حكم زندون داره واسم
چه گناهى كرده بودم
كه حالا اينه تقاصم
رد پات مونده رو قلبم
كجا دنبالت بگردم
خستم از روزاى بى تو
تو كه نيستى ، تو كجايى بيام دورت بگردم
رفتى كه شهرو سوت و كور كنى
چشاتو از چشام دور كنى
من به فكر ماندنت بودم
تو فقط خواستى عبور كنى
كه نگاهم به تو برخورد
اون دوتا چشماى وحشى
چه بلايى سرم آورد
بى تفاوت ردشدى از دلى كه پيش تو گيره
من ولى هر كارى كردم فكرت از سرم نميره
رفتى كه شهرو سوت و كور كنى
چشاتو از چشام دور كنى
من به فكر ماندنت بودم
تو فقط خواستى عبور كنى
بى تو هر جايى كه ميرم
حكم زندون داره واسم
چه گناهى كرده بودم
كه حالا اينه تقاصم
رد پات مونده رو قلبم
كجا دنبالت بگردم
خستم از روزاى بى تو
تو كه نيستى ، تو كجايى بيام دورت بگردم
رفتى كه شهرو سوت و كور كنى
چشاتو از چشام دور كنى
من به فكر ماندنت بودم
تو فقط خواستى عبور كنى

لطفا نظر خود را بنویسید