مرا ببر از این جهان به کنج اغوشت
به هر طرف روانه کن مرا اسیر خانه کن
پر میکشد دلم به سویت
پریشان حالم و بی تاب
مثل خانه ای به روی اب
دلتنگم و بیخواب
باران هر دم که میبارد
دل را به غم میکشاند
بی تو این خانه ویران است
به من برگرد
باران هر دم که میبارد
من را به خاک مینشاند
بی تو حالم چه حیران است به من برگرد
این قرارمان نبود قهر کنی با من
عشق من به تو کجا و عشق تو به من کجا تو کجا تا من
این قرارمان نبود از یادم ببری
تو به من قول دادی سنگ عشق من را تا ابد به سینه ات بزنی
به هر طرف روانه کن مرا اسیر خانه کن
پر میکشد دلم به سویت
پریشان حالم و بی تاب
مثل خانه ای به روی اب
دلتنگم و بیخواب
باران هر دم که میبارد
دل را به غم میکشاند
بی تو این خانه ویران است
به من برگرد
باران هر دم که میبارد
من را به خاک مینشاند
بی تو حالم چه حیران است به من برگرد
این قرارمان نبود قهر کنی با من
عشق من به تو کجا و عشق تو به من کجا تو کجا تا من
این قرارمان نبود از یادم ببری
تو به من قول دادی سنگ عشق من را تا ابد به سینه ات بزنی

لطفا نظر خود را بنویسید